۱۳۹۸ دوشنبه ۱۸ آذر - 12/9/2019 2:27:09 PM / تهران - 2:27 عصر
آرشیو خبر کد خبر: 1617  
مادر شهید کاشانی مرمت و بازسازی تعدادی از مدارس منطقه و پژوهشسرای اندیشه را دنبال می کند؛

جای پای « علیرضا» در زندگی ام

ورودی پژوهشسرای اندیشه را که سمت اتاق مدیریت جلو می رویم، چند نقاشی دیواری زیبا توجه مان را به خود جلب می کند. از چند نوجوانی که در حیاط مدرسه قدم می زنند می پرسیم که آیا این جوان که چهره اش را روی دیوار حیاط مدرسه به تصویر کشیده اند را می شناسد؟ کمی از سوال ما تعجب می کند و وقتی چهره شهید را نگاه می کند، انگار خودشان را سرزنش می کنند که چرا پیش از این به دنبال شناخت شهید هم محله ای اش نبوده اند. کمی آن طرف تر«مهین شاه حسینی» با چند نفر از کارگران در حال گفت و گو است که به او نزدیک می شویم. آنقدر با مهربانی و صبوری با کارگران نقاش صحبت می کند که آنها دل به کار می دهند تا رنگ آمیزی در و دیوار مدرسه و چند کار عمرانی دیگر با سرعت دنبال شود. چرا که مدت زمان کوتاهی تا بازگشایی مدارس باقی مانده و پژوهشسرای اندیشه تا قبل از آن باید نونوار وآماده شود.
تاریخ انتشار :۱۳۹۶ سه شنبه ۳۱ مرداد ساعت 00:00 تعداد بازدید : ۴۸۷

مادر شهید همان اندازه که برای رفع کمبودها و مشکلات مدارس و آموزشگاه های منطقه تلاش می کند به همان اندازه دوست ندارد، شناخته شود. برای همین است که بسیاری از دانش آموزان منطقه حتی نام او را نشنیده اند و او را نمی شناسند.« مهین شاه حسینی» مادر شهید « علیرضا کاشانی» از سال ها قبل جزو انجمن اولیا و مربیان منطقه بوده  و تا کنون در مرمت و بازسازی و تجهیز تعدادی از مدارس محروم منطقه مشارکت داشته است. در حیاط پژوهش سرا جایی خلوت و دنج پیدا می کنیم تا با این بانوی نیکوکار گفت و گو کنیم.
باید امکانات آموزشی بچه ها به روز باشد
وقتی می خواهد درباره فرزند شهیدش صحبت کند، انگار او را در کنار خود می بیند. این احساسات وعواطف مادرانه باعث شده تا اوهچوقت احساس تنهایی نکند وعلیرضا را همه جا کنار خودش ببیند. حاصل زندگی خانواده کاشانی 4 فرزند بوده که «علیرضا» تنها پسر آنها در 21 آبان ماه سال 1390هنگام انجام ماموریت در نیروی انتظامی به درجه رفیع شهادت رسیده است.
هر چند که از دست دادن تنها پسر خانواده که پروردگار پس ازگذشت سال ها به آنها داده بسیارسخت ودشواربه نظر می رسد، اما زمانی که حرف از شهادت وایثار که به میان می آید، خداوند به دل پدران و مادران شهدا نورمی اندازد که بتوانند این لحظه ها را با صبوری وآرامش سپری کنند.
مادر شهید مثل خیلی ازآدم های گمنام شهر دوست ندارد بسیاری از کارهای خیرخواهانه عام المنفعه ای که انجام داده را رو کند، بنابراین گاه گداری مسیر صحبت راعوض می کند:« در دوران ما امکانات آموزشی منطقه بسیار محدود و ناچیز بود اما حالا وضعیت تحصیل دانش آموزان بهتر شدده است. هر چند که بسیاری از مدارس فرسوده و پیر شده اند و نیازمند به بازسازی هستند، اما به هر ترتیب معلم ها و مدیران مدارس تلاش می کنند از لحاظ علمی و آموزشی بچه ها پیشرفت کنند. مثلا همین پژوهشسرای دانش آموزی اندیشه که از نخبه و توانمند حمایت می کند، برای ساکنان منطقه خیلی با ارزش است وباید امکانات آن به روز باشد.»
فرزندم به بچه ها کتاب می داد تا کتابخوان شوند
«حسین کاشانی» پدر شهید وهمسرش «مهین شاه حسینی»عمرشان را در فعالیت های فرهنگی گذرانده اند و به برکت این کارها فرزندان صالح و موفق تحویل جامعه داده اند. اکنون پدر خانواده 66 سال دارد و دوران بازنشستگی اش را می گذراند و مادر خانواده همچنان در امورنیکو کارانه به ویژه مرمت و بازسازی مدارس و واحدهای آموزشی محروم منطقه مشارکت می کند.
مادر خانواده شهید کاشانی در طول این سال ها به مدارس زیادی سرکشی کرده است تا در حد توان و بضاعت خود برای کاهش محرومیت ها و فقرزدایی واحدهای آموزشی قدم بردارد. مثلا او در ساخت، تجهیز و راه اندازی کتابخانه و دبیرستان معرفت به همراه چند نفر دیگر ازخیران مشارکت داشته است یا اینکه تعمیر، نقاشی و فرش نمازخانه دبیرستان رجایی را نیزانجام داده که دانش آموزان بتوانند در فضایی مناسب به انجام فرایض دینی و مذهبی مشغول شوند.
شاه حسینی پس از شهادت فرزندش« علیرضا»  با انگیزه ای به مراتب بیشتر برای بهبود وضعیت آموزشی دانش آموزان منطقه قدم برداشته است. او عنوان می کند که «علیرضا» خودش از جمله فعالان حوزه فرهنگی و آموزشی بود و خیلی دوست داشت به دانش آموزان کمک کند بنابراین جای پای علیرضا در کاروزندگی مان دیده می شود. شهید«علیرضا کاشانی»  در زمان حیاتش کودکان و نوجوانان محله را به کتاب و کتابخوانی علاقه مند می کرد او کتاب هایش را به آنها هدیه می داد تا بخوانند وآگاهی شان از مسائل گوناگون بیشتر شود. برای همین است که خانواده شهید کاشانی به ویژه مادرش قصد دارد راه و هدف فرزند شهیدش را دنبال کند ودر این مسیر وقت و انرژی می گذارد.
آرامش واحساس خوشبختی خانواده
کارگاه ها و کلاس های پژوهش سرای اندیشه نیاز به تعمیر و بازسازی اصولی دارد. هر چند که سازمان نوسازی شهر تهران بخشی از این قبیل کارها را پذیرفته وانجام می دهد، اما برای حل کامل مشکلات اینگونه مراکز آموزشی باید روی چهره های نیکو کار حساب ویژه ای باز کرد.
با شاه حسینی به محوطه کلاس، کارگاه آموزشی و آزمایشگاه پژوهش سرای اندیشه می رویم. ترک خوردگی برخی دیوارها، شیشه های قدیمی و پنجره های زوار در رفته حکایت تلخی را برایمان بازگو می کنند. مادر شهید کاشانی قول می دهد که در حد توان و بضاعت مالی اش برای تعویض درو پنجره ها، تعویض شیشه های شکسته و مقاوم سازی دیوارها وسقف این کلاس ها و کارگاه های آموزشی قدم بردارد.
او در ادامه مسیر به اتاقک سرایداری می رود که یک خانواده و چند فرزندشان آنجا زندگی می کنند. سقف و دیوار خانه به شدت فرسوده و خراب شده و حتی وضعیت آن از کلاس ها بدتر است. مادر شهید کاشانی با اهل خانه کمی حرف می زند و به آنها نوید می دهد که به زودی برای آنها کاری می کند. وی کتابخانه و نمازخانه را جزو امکانات اولیه و ضروری مدارس می داند وعقیده دارد دانش آموزان در این دو فضا غذای روح و جسم دریافت می کنند، بنابراین باید تلاش کنیم مدرسه ای در منطقه وجود نداشته باشد که فاقد نمازخانه و کتابخانه مناسب باشد.
شاه حسیینی از تاثیر گذاری کارهای خیرخواهانه در زندگی وخانواده اش به نکات زیادی اشاره می کند اما این موضوع که همه اعضای خانواده آرامش روحی و روانی دارد و احساس خوشبختی می کنند را ازهمه مهم تر می داند. مادر شهید به فرزندش« علیرضا» در بسیاری از امور خیرخواهانه دیگر از جمله تهیه جهیزیه برای نوعروسان و حتی آقا دامادهای جوان با کمک همسر و فرزندانش قدم برمی دارد، اما در این زمینه سکوت می کند و می گوید:«علیرضا به من یاد داد که کار خیر نیازی به اسم و فامیل ندارد.»
می گفتند شیرمادرحلالت جوان
وقتی خبر شهادت «علیرضا کاشانی» در محله پیچید، خیلی افراد ناراحت شدند. وقتی در بهشت زهرا(س) پیکر پاک او را به خاک می سپردیم، چند نفرجلو آمدند وگفتند«شیر مادرحلالت باشدجوان» ما اصلا آنها را نمی شناختیم. بعد ها فهمیدیم که علیرضا بخشی از حقوقق ماهیانه و ماموریت هایش را صرف کمک به نیازمندان می کرد  که زمان شهادتش مشخص شد.

آدم هایی که نعمت محله اند
به طور اتفاقی با خانواده شهید علیرضا کاشانی آشنا شدم. وقتی مادرشهید در جریان مسائل و مشکلات پژوهش سرای اندیشه قرارگرفت، بدون معطلی برای انجام کارها اعلام آمادگی کرد. «زهرا رجبی» مدیر پژوهش سرای دانش آموزی اندیشه با بیان نحوه آشنایی با خانواده شهید کاشانی می گوید:«خوشبختانه وجود خیران مدرسه ساز در منطقه 16 پر رنگ است. مثلا خانواده شهید کاشانی در زمینه رفع کمبودها و امکانات آموزشی منطقه قدم های بلندی برداشته اند. این بانوی نیکو کار وقتی فهمید که این پژوهش سرا نیاز به برخی فعالیت های عمرانی دارد، خیلی وقت و انرژی گذاشت تا این واحد آموزشی برای خدمات رسانی به دانش آموزان آماده شود. رجبی از شهروندان خیرونیکو کار به عنوان نعمت های محله یاد می کند و می گوید:«این آدم ها بسیار گمنام هستند و گزارش از فعالیت های آنها می تواند تعداد دیگری از مردم را به انجام اینگونه کارهای خداپسندانه تشویق کند.»
 

برچسب ها برچسب ها برچسب هاخانواده شهدا


اخبار مرتبط با این خبر

تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است
نام:  
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  

خبرنامه